سه‌شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ - ۱۸:۳۶

المیرا عبدی:

وقتی از در «سنگلج» وارد شدم و عکس «اکبر عبدی» را دیدم فهمیدم که جایش بسیار خالی است

المیرا عبدی

سینماپرس: مراسم شب‌چراغ نمایش «ماتیشکا» به کارگردانی علی سعیدی و یادبود زنده یاد اکبر عبدی بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون شامگاه دوشنبه (چهارم آبان ماه) با حضور اتابک نادری مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، المیرا عبدی دختر این هنرمند فقید و جمعی از هنرمندان و دوستدارانش در تماشاخانه سنگلج برگزار شد.

به گزارش سینماپرس، اتابک نادری مدیرکل هنرهای نمایشی در این مراسم که به یاد زنده یاد اکبر عبدی و افتتاح اجرای نمایش «ماتیشکا» اختصاص داشت، به بیان خاطره آخرین حضور عبدی در تماشاخانه سنگلج پرداخت و اظهار کرد: ابتدای سال ۱۴۰۴ و در مراسم ویژه، روز ملی هنرهای نمایشی در تماشاخانه سنگلج جشن گرفته بودیم. به همراه آقای عبدی که قبول دعوت کرده و افتخار داده بود به سنگلج آمدیم. در زمان ورود به پوستر «اکبر آقا آکتور تئاتر» رسیدیم و خواستند که در پایان عکسی به یادگار در کنار این پوستر بگیریم متاسفانه فراموش کردیم. بعد زنگ زد و گفت مگر نگفتم کنار پوستر باهم عکس بگیریم و من پاسخ دادم ان شاءالله سری بعد، او گفت که «سری بعد کی مرده کی زنده» و چه زود دیر می‌شود.

نادری که در نمایش «اکبر آقا آکتور تئاتر» به عنوان دستیار کارگردان همکاری داشته، به گذشت بیست و چند سال از اجرای این نمایش اشاره کرده و افزود: حیف بر ما که جسمش اینجا نیست اما قطعاً روحش اینجاست. عبدی در این تالار زندگی کرد. ما در کنار خانواده آقای عبدی، برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌هایش چند ماه در سنگلج زندگی کردیم و این تماشاخانه خاطرات شیرینی برای همه ما داشت.

مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه به سفارش آقای عبدی و معرفی گروه «ماتیشکا» پرداخت و اظهار کرد: چند ماه بعد از دیدار روز جهانی تئاتر خانم المیرا عبدی زنگ زد و گوشی را به عمو اکبر داد. او گفت که «همشهری‌های من یک تئاتر کار کردند در مورد من. می‌خواهم حمایتشان کنی، من در تئاتر تو را می‌شناسم» آن موقع هیچ پستی نداشتم و به دوستان گروه پیشنهاد دادم که در فراخوان جشنواره تئاتر فجر شرکت کنند.

وی گفت: خوشبختانه این نمایش در بخش فضای باز پذیرفته شد و جوایزی به دست آورد و درخشید. خبر موفقیت گروه را به آقای عبدی دادم و او گفت که «قرارش را بگذار که حتماً اجرایشان را ببینم.»

نادری با ابراز تاسف از اینکه جسم این هنرمند بی‌مانند دیگر بین ما نیست، افزود: امروز به یاد آن لحظات هستیم و امیدوارم روحش دعاگوی ما باشد قطعاً روحش شاد است و نظاره‌گر این لحظات. از آقای افشین‌نژاد که فرصت اجرای این نمایش را ایجاد کرد و از آقای سعیدی و گروه هنرمند و جوانش سپاسگزارم. امیدوارم این اجرا ادای دین کوچکی باشد به بزرگی این مرد در سینما و تئاتر ایران.

المیرا عبدی مهمان ویژه این مراسم نیز در ادامه به آشنایی‌اش با گروه نمایش پرداخت و گفت: اولین بار که با آقای فردین بیگ‌زاده نویسنده و بازیگر نمایش آشنا شدم در فضای مجازی بود. پرسیده بود که آیا امکان دارد آقای عبدی مجوز اجرای این کار را به ما بدهند؟ به پدر گفتم و او در پیام صوتی پاسخ داد که «اشکال ندارد درباره من نمایشنامه‌ای بنویسند.» به این ترتیب کلید هماهنگی کار خورد و خدا را شکر که توانستند موفق شوند.

دختر زنده‌یاد اکبر عبدی افزود: امشب جای پدرم در این سالن خالی است، آخرین باری که با پدر اینجا بودم سال ۱۳۸۵ بود. روی صحنه تئاتر. وقتی از در سنگلج وارد شدم و عکسش را دیدم فهمیدم که جایش بسیار خالی است اما حتماً ما را می‌نگرد.

علی سعیدی کارگردان نمایش «ماتیشکا» نیز با خیر مقدم به حاضران و قدردانی از همراهی خانواده استاد اکبر عبدی، حمایت‌های اتابک نادری و مهدی افشین‌نژاد گفت: این نمایش درباره اکبر عبدی است. وقتی شروع کردیم و او در قید حیات بود برای این متن دلهره داشتم. متاسفانه خیلی زود و به ناگاه عبدی را از دست دادیم. اجرای این نمایش رسالتی برای ما شد تا ادای دینی به سال‌ها فعالیت و تلاش این هنرمند دوست داشتنی و بزرگ باشد.

سعیدی تاکید کرد: حمایت اکبر عبدی و همراهی خانم عبدی مشوق ما در به سرانجام رساندن این نمایش و اجرای عمومی اثر بود. همه گروه قدر آن را می‌دانیم.

در بخش پایانی این مراسم شمع شب چراغ نمایش توسط المیرا عبدی و به یاد حضور همیشگی اکبر عبدی در تئاتر ایران افروخته شد.

نمایش «ماتیشکا» نوشته فردین بیگ‌زاده و کارگردانی علی سعیدی هر شب غیر از شنبه‌ها ساعت ۱۸ در تماشاخانه سنگلج اجرا می‌شود. طراحی و کارگردانی این نمایش را علی سعیدی برعهده دارد و فردین ‌بیگ‌زاده نویسنده این اثر نمایشی در آن ایفای نقش می‌کند. این نمایش یک اجرای تعاملی است و با تماشاگران محدود برگزار می‌شود. محل استقرار تماشاگران صحنه سالن تماشاخانه سنگلج است.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: «/آدمی توان آن را داراست، هر میزان از رنج را تحمل کند/ به شرطی که معنا و دلیل را برای تحمل آن رنج در وجودش بیابد.» این نمایش درباره علاقه بسیار زیاد بازیگری جوان به اکبر عبدی و تلاش او برای همچون عبدی شدن است.

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.